محمود نجم آبادى
133
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
آنگاه درباره سرايت نجاست و سزاى چنين اشخاص آمده است : كه به گناهكار بايد چهارصد ضربه تازيانه زده شود ( فقرات 3 و 4 و 5 از باب ششم ونديداد ) . دفن اموات در زمين ممنوع بود . اگر جنازه انسان يا سك در زمين دفن مىگرديد ، براى مدت شش ماه كه در زمين مىماند مجازاتى معادل 1000 تازيانه بود و براى مدت يك سال 2000 تازيانه و اگر دو سال يا بيشتر مىماند گناهى نابخشودنى و غير قابل كفاره بود ، ( فقرات 36 و 37 و 38 و 39 از باب سوم ونديداد ) مردگان را در دخمهاى كه ساخته بودند گذارده و آنان را در اين محلها نگهدارى مىنمودند و تا سقف اين دخمهها را با سنگ مىپوشاندند ، بهطورى كه هيچ حيوانى نمىتوانست ذرهاى از آن را بربايد و با آلودن آب يا نبات سبب اشاعه بيمارى گردد . اين دخمهها را ( يا برجها ) بسيار دقيق مىساختند ، بطريقى كه نه به ميت بيحرمتى و نه به آب و نه به آتش بىاعتنائى به عمل آيد . چنان كه گفته شد مردگان را در دخمه يا برج مىگذاردند . اين برجها عموما دور از شهرها بنا گرديده و دور آنها را ديوارى بلند احاطه نموده بود ، كه در وسط آن چاهى ، كه نام آن " استودان " ( استخواندان ) بوده و در آهنى ( فلزى ) داشته است ، پس از آنكه مرده را تغسيل و تكفين نموده به اين محل مىبردند ، آنگاه كفنش را پاره كرده تا لاشخوران ( يا پرندگان ديگر بهمانند كركس ) گوشتهاى مرده را بخورند ، سپس متصدى محل گاهوبيگاه بدانجا مىآمده ، تا استخوان مردهها را در چاه وسط بريزد . اشخاصى كه اعمال مرده از تغسيل و تكفين و حمل آنها به دخمه و يا گذاردن در تابوت و ساير اعمال را بجا مىآوردند و باصطلاح عمله اموات بودند ، در آئين ايرانيان قديم كثيف محسوب مىشدند .